تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
با نگاهی به سایت وزارت کشور متوجه شدم رای مردم الشتر به طرز جالبی افزایش یافته است جدای از این جنجالهای انتخاباتی مسئله ی داشتن نماینده مستقل را حتما در اینده پیگیری خواهیم نمود (از طرف کمیته الشتر)چرا که تا حالا یکی از دلایل مسئولین برای ندادن نماینده مستقل به سلسله رای کم این شهرستان عنوان می شده است که اینبار حدود ۱۰تا 15هزار رای نسبت به انتخابات پارسال مجلس بیشتر بوده است!
و حدود ۹۰۰۰ رای از پلدختر که نماینده مستقل دارد و ود ۸۰۰۰ رای از رقیب اش ازنا بیشتر است .
الشتر ۵۰۲۴۰
پلدختر ۴۱۷۳۲
ازنا ۴۲۶۴۰
شه په چووی چه
هرچند امروزه قضاوت سنگین شده است وضعیت " شه په چوویچه " است
و واقعا به طور صریح نمی توان از کاندیدی حمایت کرد اما حوادث اخیر وبرخی برخورد ها مرا بران داشت که نکاتی را ابتدا به خودم وسپس به انان که دوست دارند بخوانند و بدانند بگویم:
1-بدون تردید شرکت در انتخابات بسیار بهتر از شرکت نکردن است چرا که انانی که در انتخابات شورای شهر تهران شرکت نکردند راه را برای رئیس جمهورشدن جناب اقای احمدی نژاد ازطریق شورای شهر وشهر داری اتوبان کردند ئو و"ئژمونه مه زانیم چه بی.نه انکه خدای نکرده بگویم ایشان لایق نبود بلکه منظور اینست که ما راهای پرپیچ و خم زیادی داریم که باید ابتدا آنها را اتوبان کنیم تا سالانه 30000نفر در تصادفها نمیرندو..
2-به کی رای دادن هم مهم است هم سخت یکبارکه از حضرت امام (ره) پرسیده شد وایشان صراحتا اعلام بی طرفی کردند و... کاش آدم صالحی پیدا می شد بنده حاضر بودم شناسنامه ام را بهش بدم به هر کس دوست دارد رای بدهد پیش خدای بزرگ مسئولیت رای ام بر عهده اش بود و.. "مێ نیش آسووده مه نیشتم ئه ر گوشئ ئو نون ئو ماسمه مه حواردئم"
3-وتم و"ه کئ و رێ ئه مێی ؟ و"تێ و"ه : میر محسن کروبی نژاد و"ئتم وه به ختم چه ت وئت که چه ل
4- طول ریاست جمهوری بسیار کوتاه است البته در مقایسه با سال نوری اما ،اما عرضش بسیار پهن است، بسیار شبیه به برخی سفره های جدید( که جای مجمه های سه نفری را گرفته اند) ورنگین درست مثل هفت سین ،هشت سر دارد درست مثل اختاپوس ...بیشتر نمیگویم چون ممکنست ترسناک باشد ودردوره ای بعدی زیر 18 ساله ها ثبت نام نکنند.اما خوب می شود 100000پروژه (یا پروپوزال) را به اتمام رساند که البته" شرط اول همه آنست که عاشق باشی".
5-زحمت نسبی است نه مطلق واین را اهل نظر می دانند چرا که "پشه که این همه خون ملت می خورد شب زنده دار است زنهار زه .... شب زنده دار". یه مه و"ت تا بئ زانی زویتئرگ بێسێ ئه رانت بێتئرگه.
6-مسئولی گفت: من که این همه مسئولیت دارم مگر حقوقی جز حقوق معلمی (استادی) میگیرم ؟! آنکه شنید با خود گفت خوش به حال من چون بیکارم وحقوقم از این معلم بیشتر است( حق بی عاری حق جلف بازی حق ولگردی حق چاقو کشی حق ...)
7-یکی گفت ازین لران و آن ترک کار برنیاید کار را باید به کاردان (که خلاصه شده کردان است) سپرد مردیم از بس درکنکور شرکت کردیم و کیک خوردیم و شدیم علی کنکوری ان یکی گفت چاکرتیم ما هم...
8-گفتند: میر آمد میر در خاکباران آمد میر سوار بر پراید آمد و...کروبی و"تئێ:نئهات باێتئ کارم خئراو" کئردێ مه گئستئم ێئ گئله دئێه نئێ سئم" پیشنهاد میشود اینبار هر 4 کاندید شب زنده داری کنند مبادا...
خولاصه اینجا شه په چوویچونئ که گئ نووش مثل نوشته من
شه په چوویچه در زبان شیرین لکی یعنی هرکه هرکه ،وقوع گردباد
که د خودائی
هرچندکمیته و انجمن بطور رسمی از هیچ کاندیدریاست جمهوری ای حمایت نکرده اند اما از انجا که تشویق و ترغیب احاد ملت برای شرکت در انتخابات بدون تردید کمک شایانی خواهد نمود به اعتلای جمهوریت نظام و تنها کسانی که از عدم مشارکت شادمان هستند دشمنان انقلاب وملت اند بنابراین در روز های باقی مانده تا انتخابات سعی در ارائه مقاله هائی داریم که هدف از انها فقط روشنگریست ومسئولیت جبهه گیری های احتمالی نیز بر عهده نویسندگان خواهد بود زیرا به نظر ما هر 4 کاندیدی که شورای نگهبان تایید نموده است لایق ریاست رجمهوری را دارند.
اداره كشور را به چه كسی باید سپرد؟
رئیس جمهور آینده كشور بهتر است كسی باشد كه واجد شرایط زیر باشد:
خصیصه رئیس جمهور صداقت و راستگویی باید باشد تا بتواند قلوب ملت را به نظام نزدیك كند و دورویی ها و دو چهرگی ها را از جامعه دور سازد .
فضای انتخاباتی این دوره شرایطی را ایجاد كرده كه برخی از كاندیداها از فقر اقتصادی موجود كه مسبب آن رویكرد اقتصادی حاكم بر جامعه است سعی دارند حداكثر بهره را از این رهگذر ببرند و با وعده و وعید های عوام فریبانه رای مردم را كسب و قدرت را بدست بگیرند .
این درد بزرگی است كه در یك جامعه یا یك كشور ، آنهم كشور بزرگ و پر آوازه ای مثل ایران با پیشینه ای درخشان ، تنزل به حدی باشد كه كسی به خود جرات بدهد به جای وعده های عمران و آبادانی ، توسعه اقتصادی ، توسعه فرهنگی ، توسعه علمی ، اجرای زیر ساختها و.... به مردم وعده نان بدهد تا از این طریق رای مردم را كسب نماید .
جامعه چقدر باید به انحطاط كشیده شده باشد ، فقر چقدر چهره كریه خود را باید نشان داده باشد عزت انسانی به چه حد باید لگد كوب شده باشد تا جامعه ای وادار شود كه برای تامین آب و نان عزت وكرامت انسانی خود را هدیه كند .
شنیده بودیم كه همیشه ولی نعمت و مخدوم به خادم خود لطف می كند و برای او مستمری تعیین می كند و یا دست كرامت به جیب برده و بخشی از نیاز مالی ومادی خادم و مستخدم خود را به او اعطا نماید ولی در طول تاریخ نشنیده بودیم كه خادم بر اموال مخدوم دست یازیده و از داشته های خود مخدوم اورا مرهون الطاف كریمانه قراردهد ، گویا روزگار دگرگون گشته و جای خادم و مخدوم عوض شده است و جالب اینكه خادم به مخدوم فخر بفروشد .
ماشناسنامه هایمان را به آب دادیم وحق رادادن نداریم الحمدالله
در جاده شلمرود پلیس چند نفر بدون شناسنامه را در روز رای گیری دستگیر کرده است که جلوی ماشینشان نوشته بودند ما شناسنامه هایمان را به آب دادیم وحق رای نداریم الحمدالله
در زیر برخی از بازجوئی های آنها را آورده ام
1- شغل : آموزگار
- قشری عمدتا زحمتکش با دریافتی نسبتا کم اما تاثیر کذار بویژه در شهرهای کوچک.
- چرا شناسنامه ات را به آب انداختی؟!
من یک معلم ام که از چند جهت در احاطه بودم الف: محل کار چنانچه برخلاف باند حاکم قدم بردارم سر از شول آباد و ممیل وماژین،گردکانه،سیاب،چاله،قنبرعلی در می اورم بدون اضافه کاری وسایر مزایا وممکن است زمستانها حتی تا یک ماه خانواده را نبینم تازه ممکنه این بار ورق برگرده ومن.. ؟! ب:تیره وطایفه وهووز که چنان عیان است که نیاز به گفتن ندارد بابام دو سال است بر سر انتخابات با من قهر کرده است پ:دوستان و همسایه ها چنانچه همه می دانیم در شهر ما هرکس به خود اجازه می دهد مستقیم وغیر مستقیم در کار دیگری دخالت کند وبه جای او تصمیم بگیرد تعدادی با من خوبند اما اکثرا نه
- مثلا؟
نانوائی ها همه با اخم به من نان می دهندچون شورای جدیدسخت گیر است ومن به ان رای داده ام!
شغل :کشاورز
- پدرسوخته تو چرا شناسنامه ات را به آب دادی؟
: درکمیته ام.... به طور مستقیم وغیر مستقیم به من بینوا گوشزد می شود "وه ...رئ بئ یه ئه رانت خوو ئه" ومن بیچاره هم که می دانم در یک وجبی خانه ام خبر چین ها زیادند به خاطر "کفش ندا" هم که شده به .... رای می دهم .علاوه بر این کشاورز بینوا بیاد می آورد در انتخابات گذشته شلیک گلوله در پشت پنجره ی خانه اش باعث شده که بچه های کوچکش تا صبح نخوابند تازه کدخودا هم زمین هایش را از او پس گرفته است.
کدخودای ده:از ان زمان که مرا به خاطر کدخودابودن پدرم و.... از نامزدی شورا کنار گذاشتند هر کاری کردم حتی چند بار جلوی چشمشان به نامزدشان رای دادم فایده نداشت وندارد تازه پسردرسخوانده ام را هم چند بار به همین دلیل رد کرده واکنون در خانه نشسته وبیکار است.
بازاری: از ان زمان که شب اعلام نتایج مردم به مغازه ام یورش بردند و هر انچه داشتم بردند ودکان را آتش زدند هروقت صحبت از انتخابات است یا مسافرت می روم ویا تا مدتی آفتابی نمی شوم اینبار دیگر خودم را راحت کردم
کارمند:من شناسنامه ام را از قبل به رئیس داده ام وروز انتخابات می روم منزل مادرشوهرم "قاجار الدوله" که مخالف هر نوع رای گیری می باشد وان روز را با صلح وصفا به شب می رسانیم الان شناسنامه پسرم را که 15 ساله است به آب دادم از ترس اینکه صاحب رای بشود!شناسنامه خانمم هم که در دستان مادرخانم عزیزتر از جانم است.
و...
واینگونه است مفهوم آزادی در شهر من وحق! رای
-----------------------------------------------------------------------------------------------
علی رغم آنکه به یمن انقلاب مردم دربیشتر عرصه ها سرنوشت خود را خود تعیین می کنند اما در برخی از مناطق (لرستان ایلام و کرمانشاه و..) متاسفانه هفتخوان های وجود دارد که جامعه باید از انها بگذرد اما هنوز نگذشته است و به این زودی ها هم فکر نکنم بگذرد امثال ما شلمرودی ها البته به جای آب مهاجرت به شهرهای غریب و بزرگتر را برگزیدیم واکنون این مشکل را نداشته وبه راحتی رای می دهیم هر چند این ساده ترین راه بوده است.
شهید مطهری ، در كتاب تكامل اجتماعی انسان میفرماید : «آزادی یكی از بزرگترین و عالیترین ارزشهای انسان است ؛ به تعبیر دیگر ، جزء معنویات انسان است ـ معنویات انسان ، یعنی چیزهایی كه مافوق حدّ حیوانیت اوست ـ آزادی برای انسان ، ارزشی مافوق ارزشهای مادی است . انسانهایی كه بویی از انسانیت بردهاند ، حاضرند با شكم گرسنه و تن برهنه و در سختترین شرایط ، زندگی كنند ولی در اسارت یك انسان دیگر نباشند و آزاد زندگی كنند»
کدخودائی
اردیبهشت 88 تهران
امدن بهار و نوروز بر همه مبارک باد
اومایئ نئ وهار ئو نوروز وئ همه مارک با
هاتئ نئ وئهار ئو نورووژ ئه ر کوئل تو بئ مارگ بوو
صدای پای بهار می آید و ده نگئی تئ ره قه
یکی به سبزه هایش سرک میکشد یکی دیگر دست بچه هایش را گرفته تا برایش لباس بخرد پسر مو طلائی سرو روی خود را سیاه کرده ولباس سرخی را پوشیده همراه پدر که تنبک می زند در خیابان و می خواند بهار ....فرش های شسته شده از دیوار ها آویزان است ،ماهی های سرخ بال بال می زنند در شیشه ها ودست مرد ها و زنان پراست از ...
صف بانک ها تا نوک دماوند و صف خودروها تا مشهد و..جنب وجوش ی در کار است تا رفتن فصل سفید را جشن بگیریم(البته با کمبود باران) ویک بار دیگر به پیشوازی بهار برویم و بر خود بنازیم که به عنوان نخستین قومی هستیم که این شاهکار خلقت یعنی مساوی شدن روز و شب را فهمیدیم و امروزجشن میگریم .به نظر می رسد از انجا که ملت ایران پیش از اسلام موحد بودند (اما متاسفانه در چنگال موبدان زرتشتی گرفتار )پس از پذیرش دین مبین اسلام برخی از ایین هایشان که منافاتی با اسلام نداشت را حفظ کردند اما چرا چوار شه مه سوری هو نه سه مئ نئ مه زانم ! برخی ها ان را بجای مانده از ایین زرتشت می دانند اما به نظر می رسد چون اتش در ایین زرتشت جایگاه کعبه و سمت پرستش را داشته بنابراین پریدن از روی ان ،گناهی بزرگ محسوب می شده است واین نظریه به خودی خود رد است اما شادی و سرور و در کنار اتش بودن ویا دور آن چرخیدن ممکن است ریشه ی زرتشتی داشته باشدچرا که بیشتر پایکوبی ها ایرانی (کردی ولری و. )حالت حلقه دارد . برخی ها براین عقیده اند که پرش از روی اتش را عرب ها بر ایرانیان تحمیل کردند تا به یکی از مقدساتشان(اتش) توهین کنند! وبرخی ها می گویند این اتش بازی ها نشانه اتشی می باشد که در دست طرفداران کاوه اهنگر در نبرد با ضحاک بود ولی هرچه باشد این پریدن از روی اتش کار درستی نیست وفکر نکنم ریشه تاریخی ای داشته باشد، از ئاگئ ر که بگذریم می رسیم به ترقه به تعبیر بنده ترقه=ترکیدن بغض سالهای پیش است که 4شنبه سوری ئو ن میشت بوو کاری ندارم ان برخورد ها درست بود یا نه اما امروز نتیجه اش را می بینیم. واین فاجعه غم انگیز خانمان سوز متاسفانه یک واقعیت است که چون سالها وجود داشت اما بودنش انکار شد حالا چون دملی بزرگ سر براورده ومی بینیم که چگونه بر اثر ندانم کاری برخی مسئولین وکم فرهنگی برخی جاله ل روز جشن و شادی کاو"ه (کاوه اهنگر) به چه میدان جنگ مضری تبدیل می شود ....!!!؟
به نام خداوند جان وخرد
زبان از مهمترین فاکتورهایی است که به همراه اداب و رسوم هویت را به یک قوم می بخشد .در واقع می توانیم این ادعا را داشته باشیم که زبان مهم ترین عامل پایداری و زنده بودن یک قوم محسوب میشود . از دست دادن و فراموشی زبان باعث از بین رفتن و غفلت از سایر اداب و رسوم که مستقیم و غیر مستقیم به زبان مرتبط هستند می شود . اری با کمی اندیشه در این مقوله در می یابیم که زبان نقش محوری و اساسی در کلیه نمادهای قومی دارد برای نمونه در لرستان نقش زبان را در فرهنگ ها و خرده فرهنگ هایی چون چل سرو-چینه چینه -ترم ترالی -بی بی و......می توان به روشنی دید .ادامه....
بیانیه ی کمیته دانشجویا ن و دانش اموختگان انجمن لرستانی های مقیم تهران به مناسبت روز زبان های مادری
زبان پدیده ای بوده است ازلی و ازلی خواهد ماند واگر نیاز بود همه ی مردمان دنیا یک زبان و فرهنگ داشتند باری تعالی این همه زبان و فرهنگ مختلف را در آفرینش انسانها بوجود نمی آوردند ،می توان گفت این عامل در کنار سایر عوامل اقتصادی و سیاسی موتور تحرک جامعه ی بشری به سوی تکامل و تعالی مورد نظر افریدگار می باشد ، از دیرباز زبان در کنار پوشش وموسیقی تشکیل دهنده ی اصلی فرهنگ هر قومی بوده است ، امروزه نیز زبان هر قوم نمایاننده ی فرهنگ ان قوم است و هر زبانی که گویندگانش نتوانند به ان زبان شعر بگویند و نویسندگانش با آن بنویسند دیر یا زود در اثر حمله زبان های دیگر قرار گرفته و بسیاری از اصطلاحاتش از بین می رود . به گمان ما از بین رفتن زبان های غیر رسمی در هر جامع ایی معلول دو علت درونی و بیرونی می باشد علت بیرونی که بهتر است آن را تهاجم بنامیم تکلیفش روشن است یک دشمنی وجودد ارد با هدفی خاص و جبهه ای خاص که به طبع دفاع از چنین هجومی ساده تر از نوع درونی است ،اما تخریب درونی بیشتر معلول فرهنگ عمومی جامعه گوینده با آن زبان و سیاست های نسنجیده برخی از دست اندرکاران دولت ها و حکومت هاست ، انچه امروز در جغرافیای زبانی حوزه زاگرس (کردی ، لری و لکی ) موجب تضعیف این زبان های اصیل پارسی گشته است بیشتر درونی است بویژه در مورد زبان های لری و لکی نداشتن اعتماد به نفس توده مردم این منطقه و سیاست های دولت ها (از زمان رضا شاه تا کنون) موجب شده است که مردمان این سرزمین نسبت به زبان و فرهنگ خود کمتر علاقه مند باشند تاسف بار تر این است که این عدم اعتماد به نفس در میان تحصیل کرده ها بیشتراست!شاید یکی از دلایل این معضل عدم آگاهی نسبت به فرهنگ و زبان خود است که خود معلول کم مهری مسولان فرهنگی می باشد ، البته نباید از انصاف گذشت زیرا راه اندازی شبکه های استانی در چند سال اخیر بسیار در این موردمفید بوده است و امید است این سیاق سلیقه ها ادامه داشته باشد.
چنانچه اساتید زبان شناس همه می دانند زبان فارسی کنونی نه تنها ،تنها بازمانده ی زبان پارسی نمی باشد بلکه از برخی زبان های کنونی (کردی ،لری، لکی ، بلوچی ، گیلکی ،پشتو و . . ) از زبان پارسی دورتر می باشد این خود می رساند که تقویت وگسترش زبان های حوزه ایران باستان خود به خود باعث تقویت و گسترش زبان فارسی دری (رسمی)خواهد شد و می تواند زبان فارسی کنونی را از وابستگی شدید ش به زبانهای بیگانه عربی و لاتین نجات دهد زیرا زبان های حوزه زاگرس و دیگر زبان های اصیل پارسی (بلوچی ، گیلکی ،پشتو و . .) استخوان بندی های محکمی داشته و کمتر از زبان فارسی (دری) کنونی مورد تهاجم بوده و سالمتر باقی مانده اند ، این مهم زمانی تحقق می یابد که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به فرهنگستان زبان پارسی تغییر نام داده و دامنه ی فعالیت اش را گسترده تر نماید به گونه ای که سایر زبان های پارسی را نیز در بر گیرد و اصولا باز تعریفی از زبان پارسی و فارسی داشته و برای توده ی مردم جا بیافتد که زبان فارسی کنونی تنها یکی از از بازمانده های زبان پارسی می باشد. نکته ی دیگری که دراین مورد حائز اهمیت است خط می باشد به راستی اگر بزرگانی چون فردوسی و دیگران دستی در خط نمی بردند و آن را اصلاح نمی کردند نوشتن وحتی گفتن فارسی کنونی چه سرنوشتی پیدا می کرد؟ آیا وقت ان نرسیده است که تعصب ها را کنار گذاشته و خط عربی را مانند پاکستانی ها مغول ها و کردها به گونه ای اصلاح کنیم که مجبور به حفظ نمودن نوشته ها نگردیم ؟ آیا وقت آن نرسیده خطی داشته باشیم مطابق با گفتارهایمان تا آموزش زبان فارسی بویژه برای خارجی ها راحت تر شود ؟
کمیته دانشجویان از رئیس جمهور به عنوان مجری قانون اساسی انتظار دارد برابر قانون اساسی در این مورد رفتار شود.
All Rights Reserved 2005-2006 © ngolor.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768